نقاشی رنگ و روغن










بیوگرافی :
محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، پایتخت هنر ایران ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید .
فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست .
او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت.
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد .
فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف می پرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد ). فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت .
سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، محمود فرشچیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی استاد هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . بدون تردید استاد محمود فرشچیان یکی از پدیده های هنر نگارگری (مینیاتور) در عصر حاضر است و او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است .
این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند .
سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست.

حسين
بهزاد از سن 18 سالگي کارگاه مينياتوري مستقلي داير کرد که کار او بسرعت
با استقبال فراوان رو به رو شد. او بويژه آثار کمال الدين بهزاد و رضا
عباسي از مينياتوريستهاي صاحب نام و درجه اول دوران صفويه را با استادي
تمام کپيه مي کرد.

استاد بهزاد در سال 1273 شمسي در تهران متولد و پس از 74 سال زندگي پر تلاش و خلق آثار متعدد نگارگري،در سال 1347 شمسي درگذشت.

استاد حسين بهزاد نقاش و در واقع مينياتوريست بزرگ و نام آور کشور، فرزند فضل الله اصفهاني بود که قلمدان ساز و نقاش آبرنگ بسيار ماهر و زبردستي بشمار مي رفت. حسين بهزاد از سن هفت سالگي و به امر پدر در کارگاه قلمدان سازي ملا علي قلمدان ساز به کار مشغول شد.

پس از چندي استاد و پدرش هر دو به
مرض وبا درگذشتند و حسين بهزاد دوران کودکي و نوجواني سخت و طاقت فرسايي
را پشت سر گذاشت. فقر اقتصادي توأم با فشارهاي زايدالوصف ناپدري اش، زندگي
را سخت به کام او تلخ مي کرد.

آنچه بود پس از مرگ استاد، بهزاد نخست به
شاگردي ميرزا حسن پيکرنگار گمارده شد و با توسعه کمي و کيفي کار استاد،
حسين بهزاد نيز که در فراگيري مينياتور استعداد قابل توجهي از خود نشان
داده بود، خيلي زود به اشتهار رسيد و بسياري از آثار مينياتوري سفارش شده
به کارگاه ميرزا حسن را بهزاد ساخته و پرداخته مي کرد.

حسين بهزاد بويژه در کپيه کردن از آثار مينياتوري قديم که سخت مورد توجه اروپاييان و دلالان ايراني بود، استعداد و توانايي بسيار زيادي از خود نشان داد. حسين بهزاد از سن 18 سالگي کارگاه مينياتوري مستقلي داير کرد که کار او بسرعت با استقبال فراوان رو به رو شد.

او بويژه آثار کمال الدين
بهزاد و رضا عباسي از مينياتوريستهاي صاحب نام و درجه اول دوران صفويه را
با استادي تمام کپيه مي کرد. حسين بهزاد براي مطالعه در آثار نقاشي جديد و
قديم هنرمندان اروپايي، بارها از اروپا ديدن کرد و آثار و مينياتورهاي او
در چندين نمايشگاه هنري ايران، اروپا و آمريکا به نمايش گذاشته شد و با
استقبال فراوان روبه رو شد.

از حسين بهزاد که سالها کارمند فني اداره کل باستانشناسي و استاد مينياتور هنرستان هنرهاي زيباي تهران بود، تابلوهاي مينياتوري نفيس و بسيار ارزنده و گرانبهايي به يادگار مانده است که برخي از آنها عبارتند از: ايوان مدائن، فردوسي و قهرمانان شاهنامه، ابن سينا بر بالين بيمار عشق (در 2 تابلو مختلف )، صاحبان طلاي سياه، حافظ شيراز، نيمه شب حافظ، شب حافظ، انديشه حکيم ابوعلي سينا، پند خيام ( در دو تابلو مختلف )، دختر رز (در سه تابلو مختلف )، خيال، دو دلداده، موسي و شبان، خواب خوش، بهرام و گلندام، نگاه، بهار و جواني، آفرينش از نظر خيام، ناز، قيام کاوه آهنگر، اسرار ازل، عصيان، خسرو و پرويز، در جستجوي انسان تابلوي نيم تمام، بهشت و دوزخ، طنازي و خيام.
منبع:سايت طرح آرا
کمال الدین بهزاد حدود سال 838 ه.ش در هرات به دنیا آمد. روایت است که در کودکی یتیم شد و میرک نقاش پرورش و نگهداری او را به عهده گرفت و بهزاد مدت درازی از تربیت و حمایت این نقاش مشهور برخوردار بود و از راهنمایی های او استفاده می کرد.

بهزاد همچنین از کتابخانه ی سلطان حسین که مدیریت آن با میرک بود بهره می گرفت و با هنرمندانی که به کتابخانه رفت و آمد داشتند، در تماس مستقیم بود. در آن زمان او مدتی زیر نظر استاد پیر سید احمد تعلیم دید. بهزاد در این هنگام، در زمینه هنر نقاشی، استعداد فوق العاده ای از خود نشان داد، به طوری که تنها در چار چوب شیوه ی قدیم محصور نماند، بلکه دست به ابتکارات جدیدی در آثارش زد.

نبوغ و استعداد او سبب شد که مورد توجه بزرگان هرات قرار بگیرد. بهزاد نخست به امیر علی شیر نوایی وزیر سلطان حسین پیوست و چندی بعد به خدمت شاه درآمد. ظاهراً استادش او را به این خدمت در آورد. امیر علی شیر و سلطان حسین به تشویق و حمایت او پرداختند و سلطان حسین او را «مانی ثانی» لقب داد. در آن حال بهزاد در اندک زمانی چنان ترقی کرد که مورد تصدیق همگان واقع شد.

بعد از آن که حکومت هنر پرور سلطان حسین، از بین رفت و هرات به دست ازبکها سقوط کرد، بهزاد هم چندی در هرات ماند، تا این که هرات به دست شاه اسماعیل صفوی سقوط کرد، بهزاد همراه شاه جوان به تبریز مهاجرت کرد و در تبریز سرپرستی گروهی از هنرمندان را که از قبل از هرات گریخته بودند، به عهده گرفت و مکتب تبریز را برای ایرانیان پایه گذاری کرد.

شاه اسماعیل برای بهزاد احترام خاصی قائل بود، به طوری که در جنگ چالدران با عثمانی، چنان نگران سلامتی بهزاد بود که دستور داد او و شاه محمود نیشابوری خوشنویس معروف شاه را در غاری امن پنهان کنند و پس از جنگ، شاه قبل از هر چیز سلامتی این دو استاد را سوال کرد.

در سال 894 ه.ش شاه اسماعیل، بهزاد را به مدیریت کتابخانه سلطنتی منصوب کرد. در این کتابخانه؛ کاتبان، نقاشان، مُذهبان، جدول کشان، حِلّ کاران، زرکوبان، لاجورد شویان و سایر کسانی که در زمینه ی هنری فعالیت می کردند به کار خود اشتغال داشتند.

بهزاد اواخر عمرش را در دربار شاه طهماسب گذراند و بیشتر اوقاتش را به اصلاح و دستکاری کار شاگردان خود پرداخت. معروفترین شاگردانش قاسم علی، آقا میرک، سلطان محمد، صادق، مولانا مظفر علی، میر مصور و ملا یوسف بودند.

آثار زیادی به نام بهزاد امضا شده است که نمی توان همگی این آثار را مربوط به او دانست.یکی از طراحی هایی که از استاد به جای مانده است تک چهره ی سلطان حسین بایقرا است. استاد بهزاد در سال 912 ه.ش در تبریز از دنیا رفت و در همان شهر، کنار شیخ کمال خُجندی به خاک سپرده شد

هنر مینیاتور كه به اعتقاد اكثر محققان در ایران تولد یافته ، بعد به چین راه برده و از دوره مغولها به صورتی تقریباً كاملتر به ایران برگشته و هنرمندانِ ایرانی ،تلاش بی شائبهای را صرف تكمیل و توسعه آن كردهاند ،از جمله هنرهایی است كه قابلیت به تصویر در آوردن تمامی طبیعت را در قالبی كوچك دارد ؛ اما نباید چنین پنداشت كه چون مقیاس تصاویر در مینیاتور سازی بسیار كوچك است، بنابراین تنها بخش كوچكی از طبیعت را میتوان در این نوع تابلوها تصویر نمود و یا چون الهام بخش مینیاتوریست، طبیعت است ،وی ناچار میباشد فقط مناظری از طبیعت را ترسیم كند ؛ هرگز چنین نیست ؛ بلكه كوشش در ایجاد و القای هر چه بیشتر زیبایی و تفهیم آن صفت ویژهای است كه مینیاتور سازی را از سایر انواع نگارگری ایران جدا میكند و مینیاتوریست، هنرمندی است كه آنچه را خود میاندیشد ،یا میپندارد كه بیننده علاقهمند به دیدن آن است، تجسم میبخشد و به هیچ وجه تابع مقررات و قوانین حاكم بر فضای نقاشی نیست .
مكاتب مینیاتورهای ایرانی، از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اولیة بعد از ظهور اسلام، هنر ایران با ابتكاراتی در خطوط عربی تداوم یافته و بهترین نسخههای قرآن كریم را هنرمندان مبتكر ایرانی نوشته و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداختهاند.
طلاكاری حواشی و سرلوحة قرآن و طرحهای اسلیمی و ختایی و گردشهای تركیب بندی آنها را به شیوة مخصوصی كه امروزه آن را «استیلیزه» مینامیم ،ایرانیان ابداع كردند و در ادامة این ابداع و ابتكار بود كه نقاشی براساس متن كتب و نوشتهها نیز رواج یافت كه مینیاتورهای مكتب بغداد ، سرآغاز آن است .
مكتب بغداد، از آن جهت كه نوعی نقاشی بدوی است ،تا حدودی نشان از فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارندة قصهها و روایات مذهبی است. هنرمندان مكتب بغداد ،اكثراً ایرانی بودهاند و معمولاً نیز به سفارش و دستور رؤسای قبایلِ عرب ،كتب خطی را با ذوق خود تزئین میكردند و روش كار آنها به اكثر نقاط دورو نزدیك ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان كه نقاشی ایران ترقّیِ محسوسی كرد، ادامه یافت.
با حملة چنگیز به ایران و از رونق افتادن بغداد ،نخستین فرمانروایان مغول در شمال غربی ایران و در تبریز و مراغه مستقر شدند و خواه نا خواه هنرمندان نیز در آن منطقه گرد آمدند و به دلیل علاقه و تمایل مغولان به هنر چینی، جذب ذوق آزمایی در این زمینه شدند .
نا گفته نباید گذشت كه نقاشی به شیوه چینیها، با هجوم مغولان به ایران نیامد، بلكه نقاشی ایران سالها قبل از تهاجم چنگیز با اسلوب و روشهای هنر چین در سراسر خاورمیانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامة فردوسی نیز به این مطلب اشاره شده است .و احتمال میرود كه تركان سلجوقی ،مروج این شیوه در ایران بوده باشند.
منتهی ایرانیان شیوة نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق كردند و كاشیهایی كه امروزه نمونههایی از آن در دست است، نشان میدهد كه سالها پیش از حملة مغول به ایران، همان سبك و شیوه و رنگ آمیزی و طراحی كه بعدها به صورت نقاشیِ كتب ،مورد استفاده قرار گرفت، در ایران اعمال شده است و اگر دست حوادث ،كتابخانههای بزرگ ایران را معدوم نكرده بود ،امروز به راحتی میتوانستیم نسخی را كه متعلق به دوران پیش از مغول بوده و همان ویژگی مینیاتورهای مكتب هرات یا مراغه و مكاتب دیگرِ بعد از مغول را داشته است، ببینیم
در ابتدای حمله مغولان به ایران، هنر نقاشی به واسطة قتل عام هنرمندان ،رونق خود را از دست داد ؛ ولی بعد از گذشتِ چند سال، سران مغول به فكر ترویج هنر افتادند و برای عملی ساختن این منظور ،عدهای نقاش چینی را از راه مغولستان به ایران آوردند و كوشیدند تا نقاشی چینی را در ایران رایج سازند و هنرمندان ایرانی، اگرچه تحت تأثیر این مسأله قرار گرفتند، اما بر خلاف نقاشان چینی ،هرگز طبیعت را به عنوان نهایتی از احساسات و عواطف و به گونهای مجرد و انتراعی ،مورد توجه قرار نداند و بیشتر به انسان و تفكراتی در حالات انسانی پرداختند و به همین جهت است كه كمتر مینیاتور ایرانی را بدونِ صورت و هیأت انسانی میتوان یافت.
از سوی دیگر مینیاتور سازان ایرانی، هرگز پیوندهای خود را با شعر، فرهنگ و شیوههای تفكر بومی نبریده و افسانهها، اساطیر، قهرمانان ملی، سنن و شیوههای زندگی ایرانی، همواره نمودی آشكار در آثار آنان داشته و این وابستگی به زندگی و اعتقادات ملی به حدی نیرومند و قوی است كه به مینیاتور ایرانی، علیرغم پیوندها و نقاط مشترك فراوانش با سایر مكاتب آسیایی (از جمله شیوههای نقاشی هندی ،چینی و ژاپنی) وجهة خاصی میدهد و باعث تمایزش از هنر سایر ملتها و ممالك میشود .
این وضعیت تا دوران ایلخانیان و تیموریان ادامه داشت و به قدری مورد توجه بود كه یكی از شاهزادگان تیموری به نام «بایسنغرمیرزا» كه خطاطی هنرمند بود، سرپرستی امور هنری را در شهر هرات به عهده گرفت .
در آن زمان ،شهر هرات مركز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است كه فقط در یك آموزشكدة نقاشی، شصت استاد به تعلیم هنرجویان و انجام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادكاران مكتب هرات «كمال الدین بهزاد» است كه كتاب مصور و معروفی به نام ظفرنامة تیموری دارد و به جرأت میتوان آثار وی را از لحاظ حالت چهرهها، حركت قلم، انتخاب موضوع و نمایش دادن وقایع، سرآمد تمام مینیاتورهایی دانست كه قبل یا بعد از او در ایران ساخته شده است .
روی هم رفته آثار مینیاتور ایران در مكتب هرات، به علت سابقة ممتد و آزادی عمل قابل توجهی كه بعد از مكتب بغداد برای هنرمندان به وجود آمد، به حدی پیشرفت نمود كه آثار دوره هنر نقاشی و مینیاتور سازی ایران، بعد از دورة هرات با همان شرایط تكمیل یافتة خود ،به عصر صفویان منتقل شد و بعد از آنكه تبریز به عنوان پایتخت انتخاب گردید، استاد كمال الدین بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت ریاست كتابخانة سلطنتی شد و همراه با استادكاران بزرگ این دوره نظیر، آقا میرك، سلطان محمد، حسین پاكوب و عدهای دیگر كوشید تا این هنر را تعالی و تكامل بخشد .
سبك و مكتب نقاشی دوره صفویه را در یك تقسیمبندی كلی میتوان در دو بخش كاملاً جدا از هم مورد بررسی قرار داد:
اول ـ مكتب تبریز ،كه تا وقتی پایتخت به قزوین منتقل شد به همان شیوهای كه ذكر آن گذشت ،تداوم داشت. مینیاتورهای این دوره ،همه در یك نوع و از لحاظ ظرافت كاری و حركت قلم و طرح و رنگ ،دنبالة مكتب هرات است و فقط مختصری با آن تفاوت دارد .
دوم ـ مكتب اصفهان ،كه بعد از انتقال پایتخت به اصفهان شكل گرفت و طی آن سبك و شیوة كار، دچار دگرگونیهایی كاملاً چشمگیر شد كه نمونة بارز و مشخص آن ،نقوش تزئینی مساجد اصفهان، كاخ چهل ستون و عمارت عالی قاپو، است .
معروفترین نقاش این دوره، رضا عباسی است كه در زمان شاه عباس دوم صفوی در اصفهان میزیست.
شاه عباس نیز چون خود نقاش بود.(هم اینك نمونههایی از آثار هنری او در موزة گلستانِ تهران موجود است)، توجه خاصی به گسترش هنر نقاشی داشت و به دلیل تشویقی كه از هنرمندان به عمل میآورد ،مینیاتور سازی در دورة او از جهت توسعه ،قدرت، مهارت و سرعت كار نقاشان ،ترقی فوق العادهای كرد و هنرمندان توانستند در حدی وسیعتر از مكتبهای هرات ،تبریز و قزوین با هنر چینی فاصله بگیرند و با ساده كردن نقوش و سرعت عمل بیشتر، نقاشی را از روی صفحة كاغذ به صورتی دیواری درآورند .
در آثار این دوره ،نقوش تزئینی و گردشهای اسلیمی و ختایی و انواع ساقهها و گلبرگها بسیار متنوع شده و اشكال آن كه قبلاً از چند نوع گل و برگ و اسلیمی ریز تجاوز نمیكرد، به بیش از پنجاه نوع اسلیمی و گل ابتكاری بالغ گردیده است .
موضوعی كه از اواخر دورة صفویه و بعد از آن در سبك نقاشی ایران خودنمایی كرد، نفوذ سایه روشن است كه البته از روش نقاشی اروپایی اقتباس شده و در دورة زندیه ادامه یافته و باعث به وجود آمدن سبك شیراز شده است .
سبك و شیوه آثار هنری دورة زندیه ،به استثنای نقوش شاخهها و گل و برگ كه اختصاص به آن دوره دارد، در قسمت صورت سازی و سایه روشنها و طراحی تصاویر و مناظر ،تفاوت چندانی با شیوههای دیگر رایج در ایران ندارد. البته از اواخر دورة صفویه ،نقاشیهایی در دست است كه نشان میدهد شیوة نقاشی به طریقة سایه روشن دار، در اواخر این دوره ،شروع به خودنمایی كرده است .
مكتب نقاشی قاجار ،كه از زمان فتحعلی شاه رونق و رواج یافته ،تا حدودی متأثّر از سبك شیراز و دارای پرسپكتیو است و به طور مساوی از نقاشیهای ایرانی و اروپایی مایه گرفته است و در اواخر دوره، به تدریج نفوذ سبك اروپایی در نقاشی ایران زیاد شده است .
آثار معروفِ محمود خان ملك الشعرای صبا نیز مربوط به همین زمان است و این استاد ،پیشرفت هنر اروپا را در نظر داشته است .
كمال الملك نیز هنگامی كه جهت مطالعه به ایتالیا و فرانسه سفر كرده بود، به دلیل اینكه نمیتوانست یا نمیخواست پذیرای سبك نقاشی امپرسیونیسم باشد ،به كپیه برداری از آثار استادكاران عصر رنسانس پرداخت و به همین جهت در بازگشت به ایران و تأسیس مدرسة صنایع مستظرفه (كمال الملك) در آخرین سالهای حكومت قاجاریه ،به تعلیم شیوههای نقاشی عصر رنسانس پرداخت و به این ترتیب ،بعد از گذشت چند سال، شیوههای نقاشان عصر قاجاریه از بین رفت هنرمندان آزاد به كپیه برداری، گراورو استفاده از باسمههای چاپ شده اروپا پرداختند و با تهیه آثاری از شاهنامة فردوسی و شمایلهای مذهبی به كار خود ادامه دادند .
بعد از سقوط قاجاریه، نقاشی ایران دو شكل كاملاً جدا از هم ،پیدا كرد و هنرمندان در دو دسته مستقل به ادامة كار هنری خود پرداختند :
گروه اول شاگردان كمال الملك بودند. نظیر: حسنعلی وزیری، ابوالحسن صدیقی ،محمد علی حیدریان، حسن شیخ و... كه همگی به شیوة خودِ استاد و اقتباس از طبیعت كار میكردند و دستة دوم را افرادی نظیر محمد ابراهیم نقاش باشی، آقا امامی، هادی تجویدی، علی درودی، حسین بهزاد، حاج مصور الملكی ،محمد علی تذهیب ،میرزا احمد نقاش، محمد مدبر و... تشكیل میدادند كه با استفاده از تكنیكهای مختلف و به وسیلة استفاده از رنگ روغن یا آبرنگ ،مینیاتورهای ریز یا تابلوهای بزرگ نقاشی میكردند و موضوعات تابلوهای آنان را نیز ،بیشتر مسایل و موضوعات ملی تشكیل میداد .
در همین سالها، علاوه بر مدرسة صنایع مستظرفة سابق، هنرستان هنرهای ملی نیز تأسیس شد و عدهای از هنرمندان قدیمی به تهران آمدند و موسسة صنایع قدیمه را تأسیس كردند .تا اینكه در سال 1339 ش كلیة مؤسسات هنری كه زیر نظر ادارات مختلف به كار اشتغال داشتند در سازمان واحدی متشكل شدند و به این ترتیب ادارة كل هنرهای زیبای كشور تأسیس شد و چند سال بعد به صورت وزارت فرهنگ و هنر درآمد.
از میان استادان حاضر ، افرادی نظیر علی كریمی ، محمود فرشچیان ، محمد تجویدی ، علی مطیع ،محمد علی زاویه ، نصرت الله یوسفی ، عبد الله باقری و... كه اكثراً نیز جز و آموزش دیدگان مدرسة صنایع قدیمه هستند و نزد كمال الملك، هادی تجویدی، احمد امامی یا علی درودی آموزش دیدهاند، هنوز تلاشی صمیمانه در جهت حفظ و نگهداشت این هنر ارزنده دارند و هر یك شاگردان متعددی تربیت كردهاند كه در حد خود در حكم حیثیتی و الا برای مینیاتور سازی ایران هستند .
هم اینك نبض مینیاتورسازی ایران در اصفهان میتپد و هنرمندان برجستة این رشته، مهارت و كارآیی خود را در رابطه با ارزشهای منبعث از انقلاب اسلامی ،صرف تجسم بخشیدن به نمادهایی روشن و صریح از اسلام، انقلاب ،زندگی مردم، سنتهای سالم و ادبیات انسانی این مرز و بوم میكنند و ظرافت ،وسعت طرح، گوناگونی نقش و تنوع رنگی كه در كارهای آنان به چشم میخورد ،بیشتر از آنجا ناشی میشود كه هر كدامشان به سهم خود ،پیوسته در فكر اعتلای هنر ارزشمندشان هستند .
زیربنای مینیاتور ،طراحی است و قدرت قلم طراح در انتقال مفاهیم ذهنی بر روی كاغذ میتواند نقش مؤثری در بافت اثر و ارزشهای آن داشته باشد .
طرحهای مینیاتور ایران، با بهره گرفتن از واقعیات و به مدد اندیشة هنرمندان، پیوسته در جهت تكامل، گسترش یافته و غنای این هنر بیشتر از هر چیز ،حاصل جستجو و تلاش هنرمندان در زمینة دستیابی به فضای تازهتر است .
سیاه قلم ،یكی از انواع مینیاتور است. ویژگی این نوع مینیاتور ،در مقایسه با دیگر انواع نگارهها كه تنوع بیشتری دارند، سادگی و استفاده از رنگ كمتر است و این خصوصیت در مینیاتور سفید قلم نیز به چشم میخورد .
در گونة دیگری از مینیاتورهای ساده كه به سیاه قلم رنگی موسوم است، قسمتهایی از طرح با رنگهای متنوع آراسته میشود .
رنگهای روحی كه معمولاً نقوش ظریف و نازك كاریهای مینیاتور با آن ساخته و پرداخته میشود، بازگوكنندة احساسات رقیق و انسانی هنرمند بوده و از آن بیشتر برای تجسم بخشیدن به حالات درونی و بیان احساسهایی كه ریشه در پاكی سرشت انسان دارد ،استفاده میشود .
گونه دیگر از رنگهایی كه در ساخت مینیاتور مورد استفاده قرار میگیرد ،رنگهای جسمی است. این نوع رنگ كه از غلظت و ثبات بیشتری برخوردار است برای ساخت تابلوهای پركار مصرف میشود و بازگو كنندة آن دسته از خصوصیات و حالاتی است كه در تضاد با احساسات لطیف و انسانی میباشد .
نقوش تمثیلی پرندگان و حیوانات گوناگون به همراه طرحهای شاخه و گل و برگ و خطوط اسلیمی و ختایی، بخش مهمی از مینیاتور را تشكیل میدهد كه تذهیب تشعیر نام دارد و معمولاً اطراف و كنارة نگارهها با آن تزئین میشود .
در بسیاری موارد تشعیر و تذهیب ،مراحل نهایی در ساخت یك اثر مینیاتوری هستند و با انجام آنها، كار تهیة نگاره نیز به پایان میرسد .
منابع و مآخذ مورد استناد
1ـ فیلم «مینیاتور» كارگردان حمید سهیلی ؛ نویسنده: م حسن بیگی
2ـ هنر نقاشی ایران
3ـ تذهیب، هنری كه با اسلام رشد كرد ؛نوشتة رزمی پور
دوستان علاقمند به یادگیری نقاشی ایرانی (مینیاتور ، نگارگری) به سبک استاد فرشچیان ، توسط من میتوانند با شماره تلفن 88698752 موبایل 09122005134 تماس حاصل فرمایند .
آدرس محل آموزش : تهران ، شهرک غرب ، بلوار فرحزادی ، بعد از بلوار دریا ، خیابان ارغوان شرقی (عباسی اناری ) ، مجتمع تجاری ارغوان ، واحد 167



